تبلیغات
روزنه

روزنه
برای تازه شدن هیچوقت دیر نیست!
قالب وبلاگ



خوابگاه اولین چیزهایی را كه به ذهن می‌آورد، زندگی دانشجویی عده‌ای جوان است كه چند صباحی از شهر و دیارشان دور افتاده‌اند. البته تصویر غریبی هم نیست. دانشجوهای سال اولی كه معمولا در دانشگاه‌های شهرهای دیگری جز محل زندگی‌شان قبول می‌شوند برای زندگی، خوابگاه‌ها را انتخاب می‌كنند. معمولا هم بیشتر دانشگاه‌های دولتی برای خودشان خوابگاه‌های جداگانه پسرانه و دخترانه دارند كه آنها را با هزینه كمی ‌در اختیار دانشجوها قرار می‌دهند.

سال اولی‌ها روز اول را با یك چمدان بزرگ می‌آیند كه انباشته است از غیر ضروریاتی مثل عرق نعناع، گل گاوزبان، چندین دست لباس گرم، لیموعمانی و خدا می‌داند چه چیزهای عجیب و غریبی كه مادرها جزو وسایل لازم زندگی‌شان می‌دانند.

روز اول با همان چمدان، غمگین وارد اتاقی می‌شوید كه دست كم سه چهار نفر دیگر آن را با شما شریك هستند. تخت‌ها معمولا 2 طبقه‌اند. منزوی‌ها معمولا تخت بالای گوشه سمت دیوار را انتخاب می‌كنند و اگر محض رضای خدا یك پنجره رو به غروب هم در آن سمت باشد، آنها صاحب بی‌بدیلش هستند.

شلوغ پلوغ‌ها و بی‌قیدها هم كه آخر همه می‌آیند، تنها تخت خالی اتاق را صاحب می‌شوند و اصلا هم عین خیالشان نیست كه هم اتاقی تخت بغلی‌اش به خون آن یكی كه روی تخت بالایی‌اش می‌خوابد تشنه است. برای این‌كه عضله‌هایش بیشتر باد دارد و در چمدانش دمبل‌های بدنسازی حمل می‌كند.

ماه‌های اول خوابگاه این‌طوری می‌گذرد. همه از هم خوششان می‌آید یا از هم متنفر می‌شوند. تا یك زمانی بگذرد و جوان‌‌های هفده هجده ساله به زندگی با ده‌ها نفر آدم عجیب و غریب عادت كنند، دوستان تازه پیدا كنند، علیه بچه‌های اتاق شماره 10 نقشه بچینند و حرف زدن از كارهای هیجان‌انگیزی كه هیچ‌وقت فكر انجامشان را هم نمی‌كردند، آرام آرام برایشان عادی شود.

دردسرهای زندگی خوابگاهی

زندگی خوابگاهی آنطورها هم كه به نظر می‌آید نگران‌كننده، تحمل ناپذیر و تمام نشدنی نیست. با این‌كه دردسرهایی دارد و آزارهایی می‌رساند اما بهترین خاطرات دانشجویی را آنهایی دارند كه زندگی در خوابگاه و دور از خانواده و شهرشان را تجربه كرده‌اند. تازه اگر دقت كرده باشید، معمولا این عده بعد از تمام شدن دانشگاه و برگشتن به خانه، آدم‌های پخته‌تر و سازگارتری هستند كه اجتماع به اشارتی آنها را با آغوش باز می‌پذیرد.

اما چیزی كه می‌تواند دانشجوهای تازه دیپلم گرفته را در هفته‌های اول نگران و افسرده كند، دوری از خانواده است. آنهایی كه عادت داشته‌اند، با شب بخیرهای عاشقانه مادرشان بخوابند یا این‌كه لیوان آب كنار تختشان همیشه تازه و سرپر باشد، شب اول بغض‌آلودی را در اتاق شش هفت نفره‌شان می‌گذرانند.

از كوچك‌ترین صدایی اذیت می‌شوند و جابه‌جا شدن دائم هم اتاقی تخت پایینی هم روح و روانشان را خراش می‌دهد. دیدن اولین سوسكی كه بی توجه به حضور آدم‌های جدید راهش را از كنار دیوار گرفته و دارد می‌رود، می‌تواند آنها را تا دقایقی شوكه و ترسان، بر جا میخكوب كند.

هم اتاقی‌ها معمولا در روزهای اول غیرقابل تحمل و خودخواه به نظر می‌رسند. هر كسی هم فكر می‌كند كه آن یكی از بقیه خودخواه‌تر است. معمولا هم «آدم خوبه» كسی است كه در روزهای اول از همه منفورتر است. احتمالا برای این‌كه سرش به كار خودش است، در دعواهایی كه سر تمیز كردن اتاق پیش می‌آید شركت نمی‌كند و غذایش را به تنهایی می‌خورد. ضمن این‌كه در هیچ كدام از گروه‌بندی‌های غیررسمی‌ بین بچه‌های اتاقش حضور ندارد.

كثیفی اتاق‌ها، سلف سرویس و دستشویی-حمام‌ها در ماه‌های اول غیرقابل تحمل است. البته پسرها معمولا كمتر شاكی‌اند و شاید اصلا متوجه تفاوت حمام خانه‌شان با حمام خوابگاه نشوند. اما آنها هم دردسرهای خودشان را دارند.

یكی از مهم‌ترین دردسرهای خوابگاه‌های پسرانه، قوانین مربوط به ساعت ورود و خروج است كه معمولا هم هر كسی راه درروی مخصوص خودش را پیدا می‌كند. یا با نگهبان خوابگاه رفیق می‌شود یا دیوار كوتاه و قابل بالا رفتنی را در انتهای حیاط خوابگاه پیدا می‌كند و خلاصه خودش را از قید ساعت ورود و خروج رها می‌كند.

اما مهم‌ترین مشكل خوابگاهی‌ها كه معمولا تا آخر دانشگاه هم ادامه پیدا می‌كند، پذیرفتن اخلاق و رفتارهای ناآشنایی است كه گاهی برای دیگران آزار دهنده می‌شود. مثلا برایتان پیش آمده هم‌اتاقی‌ای داشته باشید كه بوی عطرش اذیتتان كند اما او حاضر به عوض كردنش نباشد. یا كسی كه جوراب‌های نشسته‌اش را توی كفشش می‌گذارد، درست در طبقه بالای جا كفشی كه كنار كمد وسایل شماست؟

خاطرات خوابگاه

خاطرات خوابگاه مثل خاطرات سربازی تا سال‌های سال توسط خوابگاهی‌ها تعریف می‌شوند. وقتی از كلك زدن و دودره كردن حرف می‌زنید، خوابگاهی‌ها حتما خاطره‌ای دارند كه تعریف كنند. مثل روشن كردن چراغ مطالعه بعد از ساعت خاموشی، كه برقش را از پریز راهروی خوابگاه كش رفته‌اند. یا در رفتن از تمیز كردن دستشویی‌ها. می‌دانستید یك زمانی ما خوابگاهی‌ها مجبور بودیم به نوبت دستشویی‌ها را بشوییم؟

معمولا خوابگاهی‌ها دچار نوعی بیماری «فرار از قوانین خوابگاه و كلك زدن» هستند. مثلا محدودیت در زمان ورود و خروج تشویقشان می‌كند كه برای یك بار هم كه شده، بدون آن كه دردسری متوجهشان شود، دیرتر از زمان تعیین شده به خوابگاه برگردند و برنده‌تر آنهایی هستند كه مثلا یك شب را بیرون از خوابگاه گذرانده باشند و احدی هم خبردار نشده باشد.

وقتی زمان غرغرها و دلتنگی‌های روزهای اول بگذرد، شب‌های حرف زدن و درددل از راه می‌رسد. در یكی از آن شب‌های زمستان كه فردایش نیمه شعبان است و همه جا تعطیل، تخمه‌ای به راه است و شاید حتی شب چله هم باشد، بچه‌های اتاق دور هم می‌نشینند و شروع می‌كنند به تعریف كردن از خاطرات دبیرستان. احتمالا اوایل گفتگو همه از خودشان حرف می‌زنند. این‌كه چقدر در دبیرستان باهوش بوده‌اند، رتبه‌شان در كنكور چند شده و چطور شد كه به اشتباه از این دانشگاه سر در آورده‌اند؛ وگرنه خیلی راحت می‌توانستند همین حالا به عنوان دانشجوی پزشكی دانشگاه تهران در خوابگاه این دانشكده نشسته باشند و اتاقشان هم بزرگ‌تر از این باشد.

اما همه چیز خیلی آرام به سمت درددل‌های دوستانه پیش می‌رود. پسرها به هم اعتماد می‌كنند و از ترس‌هایی كه هیچ وقت از آن با كسی حرف نزده‌اند می‌گویند و دخترها از آرزوها و آمال معمولا زنانه‌شان. خلاصه این‌كه سفره دل‌ها باز می‌شود و چه چیزهایی كه بیرون نمی‌ریزد. حواستان به حرف‌هایی كه می‌زنید باشد.

اما از بهترین اتفاقاتی كه در خوابگاه می‌افتد و فقط خوش‌شانس‌ها و حواس‌جمع‌ها می‌توانند در هوا آن را بقاپندش، پیدا كردن دوست‌هایی است كه در هیچ جای دیگری و هیچ زمان دیگری نمی‌توانید پیدا كنید. دوستی‌های ماندگار معمولا از زمان دانشگاه شكل می‌گیرد و آنها كه خوابگاهی‌اند شانس‌شان بیشتر است.

تجربه زندگی جدا از خانواده و برآمدن از پس همه دعواها، مشكلات درسی و زندگی و خلاصه همه اینها كه در سال‌های زندگی در خوابگاه اتفاق می‌افتد. تجربه‌ای است كه اگرچه به نظر مفت و مسلم به دست آمده، اما واقعیت این است كه شما برایش چند سالی عذاب و سختی تحمل كرده‌اید!





طبقه بندی: دانشجو و دانشگاه،
برچسب ها: چهار سال زندگی در خوابگاه، جوان دیگری از شما می‌سازد،
[ یکشنبه 1 آبان 1390 ] [ ساعت 10 و 26 دقیقه و 29 ثانیه ] [ کوروش دیباج ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

وبلاگ روزنه وبلاگی است برای تمام دانشجویان نه عده خاص برای همه کسانی که می خواهند با قبلشان فرق داشته باشند برای آنهایی که طرفدار تازگی و خسته از یکنواختی و دلمردگی های روزانه هستند وبلاگ روزنه روزنه ای است که در دل تاریکی ها باز شده تا نور حقیقت و حس زندگی را به شما دوستان عزیز بخصوص دانشجویان و جوانان عزیز برساند. پس ما را در ادامه این راه با نظرات، ارسال مطالب و... یاری فرمایید.


مدیر وبلاگ:کوروش دیباج
پست الکترونیکی:dibaj926@gmail.com
نظر سنجی
وبلاگ روزنه را از لحاظ محتوای مطالب در چه سطحی داوری می فرمایید؟ لطفاً با نظرات سازنده خود آیینه کار ما شوید






آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب